|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 11:32 توسط ستايش
|
|
||
|
|
|
|
|
بوي تورو من مي شناسم
وقتي مي آي بهار مي ياد
بوي گل انار مي آيد
بوي وفا و عاشقي
بوي وفا وعاشقي
امان از تو |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 11:26 توسط ستايش
|
|
||
|
|
|
|
|
دستای ناز تو ای عشق رخ ما رو کشید
همه ی عالم به فدای وفایت
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 10:45 توسط ستايش
|
|
||
|
|
|
|
|
در حلقه همه خوشگلیات وفا از همه خوشتر و درخشانتر!!! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 12:7 توسط ستايش
|
|
||
|
|
|
|
|
رخسار ناز عکسی است از برق خنده هایت رویت متاب از من جان و دلم فدایت
حالا تو بگو................ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 11:49 توسط ستايش
|
|
||
|
|
|
|
|
نگاه عاشق و منتظرم منتظر دیدن نگاه عاشق و منتظر توست
دوستت دارم عشق شرینم
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 9:5 توسط ستايش
|
|
||
|
|
|
|
|
قوس ابروی تو از قوس جهان مارا به یه دل کشته و مرده هم روش!
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 18:3 توسط ستايش
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستت دارم
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 18:16 توسط ستايش
|
|
||
|
|
|
|
|
دیگران طعنه زنندم که چرا دل به تو دادم باید اول ز تو پرسید چنین ناز چرایی
آخ نمی دونی این عشق چه کرد با دل من!!!!! چی؟ می دونی ! نمی دونی ! چی شد! باز می خوایی شروع کنی؟!!!!
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 18:12 توسط ستايش
|
|
||
|
|
|
|
|
در نورانی ترین نقطه کهکشان دلم شهری است
که آفتابش که نور آبی بسیار روشنی می پراکند هرگز غروب نمی کند مهتابش همیشه گرد و کامل از میان این شهری رودی از شهد می گزرد در شهر دلم همه با هم دوستند اینجا همه با هم رو راست هستند مردمان شهر دلم همه زیبا هستند دخترانش همه خوشگل پسرانش همه خوشتیپ در شهر دلم همه ثروتمند آخه همه به هم کمک می کنند در شهر دلم همه عاشق هستند همه لیلی هستند همه مجنون هستند همه اینجا خوبند
تو هم سعی کن خوباشی. چی خوب هستی . خوب بودی. چی می گی کشتی منو
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 15:53 توسط ستايش
|
|
||